حسین قتلوک و عرفوک و من الما منعوک
قتل الله قوم قتلوک .....
مگر به کربلا کفن به غیر بوریا نبود
مگر حسین تشنه لب عزیز مصطفی نبود
مگر کسی که کشته شد تنش برهنه می کنند
مگر که کهنه پیرهن به پیکرش روا نبود
ای زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست
این خار و خاشاک زمین منزل و مأوای تو نیست
قتل الله قوم قتلوک .....
حسین قتلوک و عرفوک و من الما منعوک
ای که به عشقت اسیر خیل بنی آدمند
سوخته گان غمت با غم دل خرّمند
هر که غمت را خرید عشرت عالم فروخت
با خبران غمت بیخبر از عالمند
قتل الله قوم قتلوک .....
حسین قتلوک و عرفوک و من الما منعوک
حسین قتلوک و ما عرفوک و من الماء منعوک
قتل الله قوم قتلوک .....
با خبر از من خداست
دلم به شور و نواست
بگو تو ای کربلا
دلبر زینب کجاست؟
ای به شب من سحر
به آسمانم قمر
خیز و ببین همسفر
که آمدم از سفر
قتل الله قوم قتلوک .......
حسین قتلوک و ما عرفوک و من الماء منعوک
قتل الله قوم قتلوک .......
طعن مدامم زدند
سنگ ز بامم زدند
زخم زبان یا اخا
به شهر شامم زدند
علقمه کو یاس من
ببین تو احساس من
کجا بگردم چه شد
دو دست عباس من؟
از گل لاله مپرس
ز اشک و ناله مپرس
از من خجلت زده
حال سه ساله مپرس
شد گل نیلوفرت
خزان کنار سرت
شد رخ ماهش کبود
چو فاطمه مادرت
قتل الله قوم قتلوک .......
ماه می گوید حسین با آه می گوید حسین
آیه آیه حضرت الله می گوید حسین
یار می گوید حسین دلدار می گوید حسین
در مدینه احمد مختار می گوید حسین
نار می گوید حسین گلزار می گوید حسین
شاه مردان حیدر کرار می گوید حسین
خار می گوید حسین غمخوار می گوید حسین
فاطمه بین در و دیوار می گوید حسین
خاک می گوید حسین افلاک می گوید حسین
مجتبی با سینه صدچاک می گوید حسین
خواب می گوید حسین مهتاب می گوید حسین
منبر و سجاده و محراب می گوید حسین
گاه می گوید حسین بیگاه می گوید حسین
شمع و نجم و کهکشان و ماه می گوید حسین
هوش می گوید حسین مدهوش می گوید حسین
بین خیمه کودکی آواره می گوید حسین
چاره می گوید حسین بیچاره می گوید حسین
غنچه شش ماهه در گهواره می گوید حسین
هوت می گوید حسین لاهوت می گوید حسین
ذوالجناح از قتل شه مبهوت می گوید حسین
شیر می گوید حسین شمشیر می گوید حسین
در تن شه سنگ و تیر و نیزه می گوید حسین
آل می گوید حسین گودال می گوید حسین
تازیانه بر تن اطفال می گوید حسین
ناله می گوید حسین آلاله می گوید حسین
در خرابه دختری با ناله می گوید حسین



