اهل الدیار اهل الدیار هل جامع العشق القرار
با عشق و کی گنجد قرار ناصح برو شرمی بدار
عبد حسینم کلب حسینم ساجد روی مه حسینم
امشب خرابم امشب خرابم در سر هوای میخانه دارم
سر مست مستم سرمست مستم شوق لقای میخانه دارم
آرزوی قلب منه یه روز تو بین الحرمین
قلاده گردنم کنم بگم شدم سگ حسین
عشقم حسینه ماهم حسینه پیر طریق و راهم حسینه
مست شرابم مست شرابم خونه خرابم نقش بر آبم
از دولت عشق از دولت عشق دلی خراب و ویرانه دارم
حسین وای حسین وای حسین وای حسین وای
سگم سگ رقیه و رقیه سلطان منه
اینو بدونن آدما رقیه ایمان منه
عشقم رقیه ماهم رقیه پیر طریق و راهم رقیه
حک میکنم رو قلادم کلب ابالفضل علی
دیوونه عاشقیشم تو عشق بین المللی
عشق ابالفضل عشق ابالفضل درخانه دل مأوا گرفته
باور نداری باور نداری در کعبه دل بت خانه دارم
ساغر به دستم ساغر به دستم سر مست مستم ساقی پرستم
من کی هراسی من کی هراسی از زاهدان فرزانه دارم
صحن و سرا و حرمش ز جنت خدا سره
ضریح و بارگاه او دل ز دو عالم می بره
از بس کشیدم از بس کشیدم می از دو چشمش دیوانه گشتم
ساغر نخواهم ساغر نخواهم زیرا که در دل بتخانه دارم
از شوق رویش از شوق رویش پیمان گسستم از هر دو عالم
با یاد عشقش با یاد عشقش کی الفتی با بیگانه دارم
نام رقیه مذهبم ذکر ودعای هر شبم
فخرم بود در عالمین من ریزه خوار زینبم
گر هر دوعالم گر هر دو عالم بر هم بریزد بر هم بریزد
از لطف ساقی از لطف ساقی در خانه دل جانانه دارم
جون ميگيرم وقتي مياد اسم دل اراي حسين
دوباره باز براي بين الحرمين
شب همه شب به خاطرش به سينه و سر ميزنم
با يك دل پر از اميد در خونش در ميزنم
اقا خودت خوب ميدوني كه من اسير نامتم
تمام افتخار من اينه اقاغلامتم
ايوون طلاي تو حسين چقدر قشنگ و دلرباست
فرقي نداره هيئتت براي ما كرب و بلاست
يه ذره خاك كربلا دارو ي هر درد و غمه
زندگي بي عشق حسين براي من جهنمه
سينه ي سرخ من اقا مدال افتخارمه
كاري با هيچكس ندارم عشق تو اعتبارمه
اين دل بيقرار من باز ميشه پر ز شور و شين
زير لبم دارم همش زمزمه ي حسين حسين
اينقدر حسين حسين ميگم تا حاجتمو بگيرم
ايشاالله روزي ميشه كه ميوون روضش ميميرم

یه شعر به سروده خودم ( ایلیاد موسوی )
من یه رعیت تویی شاهم من غلام رو سیاهم
میدونم می بخشیم آقا با دل پر از گناهم
تو خیابونای عشقت از همه سبقت میگیرم
اگه تو بخواهی ارباب حتی واسه تو میمیرم
*** همیشه اسم زیبات شده ذکر لب من ***
*** کوی بین الحرمین خوابم تو هر شب من ***
*** دلم میخواد بیام تو حرمت پا بذارم ***
*** تو صحن آقام عباس دستامو جا بذارم ***
--- حسین سالار زینب ----
به شب غم تویی مهتاب به همه عالم تو ارباب
آقا عشق کربلاتون دلمو باز کرده بی تاب
یعنی میشه باز دوباره بگیرم ذکر علمدار
به کنار نهر علقم به یاد مشکای بی آب
*** رو لبم ذکرت آقا تو سرم فکرت آقا ***
*** گل می کنه رو لبهام همیشه ذکرت آقا ***
----- حسین وای حسین وای -----
چند روزی است که از تو خبری ما را نیست
کاش در بین عدو غربت من می دیدی
تا ببینی که چو من بین عدو تنها نیست
سختی راه به دیدار رخت آسان است
ور نه بی یاد رخت هیچ توان در ما نیست
بس که این قوم جفاکار به ما طعنه زدند
دخترت گفت که رحمی به دل آنها نیست
به کجا رفته ای جانا که ز تو بی خبرم
کس به خیمه چو من افتاده ز غم از پا نیست
چون فراموش کنم تشنه سرت ببریدند
سهم تو جرعه ای از آب فرات آیا نیست ؟
تا تن بی سر و عریان تو دیدم گفتم
یا رب این کشته مگر نور دل زهرا نیست ؟
با خبر نیست کسی از دل زار زینب
دامن هیچ کس از اشک چو من دریا نیست
کاش از باد صبا مژده وصل تو رسد
که خلاصی دگر از این غم رنج افزا نیست
کاش کوته شود این عمر پر از رنج و تعب
که به جز حق کسی بر درد دلم دانا نیست



